به کانال تلگرام سهراب مشهودی بپیوندید:

telegram.me/sohrab_mashhoodi

مقالات و نظرات در حوزه شهرسازی و مطالعات شهری و منطقه ای

امتیاز کاربر:  / 1
ضعیفعالی 

 

"در رشت هرکاری میتوان کرد"

 

مهمترین عامل سازنده سیما و منظر شهری "ضوابط و مقررات ساختمانی" است، که متأسفانه این ضوابط در اغلب شهرهای ایران و به تبعیت از ضوابط احداث بنای طرح جامع تهران (1349) به گونه­ای تدوین شده­اند که هر روز بر نازیبایی سیمای شهری می­افزایند.

 

علت اینست که براساس این ضوابط، بنا در 60 درصد شمال زمین و بدون فاصله از طرفین احداث می­شود، لذا ساختمان­ها اغلب دارای یک نما و در بهترین دارای دو نما (با احتساب نمای ساده حیاط خلوت شمالی) شده­اند. در این حالت عمدتاً "بدنه­ های طرفین" که اتفاقاً بیشترین دید و منظر شهری را خصوصاً در هنگام "حرکت در معبر" به وجود می­آورند و مهمترین عامل سازنده سیمای شهری زیبا می­باشند. "بدون نما" باقی می­مانند. یعنی در واقع این بدنه­ های "فاقد نما" هستند که سیماسازهای اصلی شهرها می­شوند و نماهای شهری نازیبایی را به اغلب شهرهای ایران تحمیل می­نمایند.

 

علاوه بر بدنه­ های "فاقد نما" سقف­ها نیز در اغلب شهرهای ایران و به­ویژه تهران معمولاً محل قرارگیری انواع عناصر بصری نازیبا (تأسیسات، کولرها، آنتن­ها وسایل اضافی و…) هستند، که ا ز بالا بیشتر شبیه "زباله­ دانی" بوده و یکی دیگر از عوامل موثر در نازیبایی بصری و سیمای شهری به شمار می­آیند.

 

حال آنکه شهرهای شمالی کشور و "به طور ویژه شهر رشت" به دلیل برخورداری از اقلیم ویژه بارانی در طول دوره­های تکوین خود نه، تنها از چهار نما برخوردار بوده، بلکه در بردارنده نمای پنجم (سقف شیبدار) نیز می­باشند، که در مجموع با توجه به ارزش­های بصری که خصوصاً از ارتفاع بالا و دید ساختمان­ها مرتفع وجود دارد، شهر رشت را (لااقل تا دهه­های اخیر) در ردیف زیباترین شهرهای ایران قرار داده است.

 

علاوه بر "پنج نما بودن"، شهر رشت دو مزیت عمده دیگر هم دارد، اول: به ره­وری از فضاهای سبزی که طبیعت به آن ارزانی کرده و هر فضای بازی را به­ خودی خود سبز می­نماید و دوم : دو رودخانه که کل سر تا سر شهر را طی می­نمایند.

 

بسیاری می­گویند شهری که "رودخانه" ندارد شهر نیست و رشت دو رودخانه دارد. گرچه آن را ندیده گرفته و در اغلب نقاط به آن پشت کرده است و این در حالیست که در برخی از طرح­های تهیه شده برای شهر، این رودخانه ها و حریم­شان به طرح­های فراغتی و گردشگری اختصاص یافته­ اند و حتی برای آنها پروژه طراحی شهری تهیه و تصویب شده است، که همچنان مسئولین شهر آنها را ندیده می­گیرند.

 

بدین­ترتیب شهر رشت همواره بیشترین فرصت­های تبدیل شهر به زیباترین شهر ایران را دار بوده و هنوز هم  تا حدود زیادی از آن برخوردارست. فقط باید این "پتانسیل­های بالقوه" با اراده مدیران شهری به "پتانسیل­های بالفعل" بدل شوند و رشت را به شهری در خور نامش بدل نماید.

 

متأسفانه در سال­های اخیر با غلبه ضابطه مخرب تهرانی در احداث بنا و از دست رفتن بدنه­های جانبی با اتصال ساختمان­ها به لبه زمین­های، این موهبت پنج نما بودن شهر، در حال از دست رفتن است و حتی سیماسازی این بدنه­ها بعلت، ضرورت فرار از بارش باران (که موجب می­شود با حلبی و یا قیر پوشیده گردند) از دیگر شهرها هم بدتر شده است، عکس­ پایین نمونه­ ای از آنهاست.

 

اخیراً در هنگام قدم زدن و تماشای ساخت و سازهای جدید شهر به یک ساختمان رسیدم، که نمای جالبی داشت و تقریباً در حال تمام شدن بود، لذا داخل آن شدم که ببینم از این نمای زیبا در داخل چه اثراتی هست. با دیدن داخل بنا متوجه شدم، که نمای آن در مقابل معماری داخلی بنا، خیلی جلوه­ای ندارد و واقعاً با اختلاطی از مصالح مناسب، مثل چوب و آجر، گنجه­های زیبا، کابینت­های زیباتر و بالاخره وسایل بهداشتی مناسب فضای داخل بنا، کاملاً دوست داشتنی طراحی و اجراء شده است.

 متأسفانه با نگاه از پنجره به بیرون، این زیبایی­ها مغشوش شدند، چون در فاصله کمتر از سه متر از پنجره "این نشیمن زیبا" پنجره­ ها و دیوار پشت یک ساختمان دیگر قرار داشت و فضاهای دیگر آپارتمان هم اغلب چنین پنجره ­هایی داشتند و یا به نورگیری کوچکی باز شده بودند.

 پس از بررسی روشن گردید که علت این امر، احداث بنا در سطح اشغال بیش از 80% حتی بیشتر است (که احتمالاً بعلت عقب­ نشینی معبر و اجازه ساخت 60% قبل از عقب­ نشینی و مقداری تخلف حادث شده).

 

 

 بعد متوجه امر دیگری شدم و آن این بود که تمام بدنه طبقه همکف از درهای اتومبیل­ رویی تشکیل شده بودند که هر محل پارک را مستقیم به خارج وصل می­کردند و بدین­ ترتیب سازنده، خود را از کریدورهای دسترسی به پارکینگ در داخل بنا خلاص نموده و آن را به گردن بخش عمومی انداخته بود و در واقع محل پارک کنار معبر را از ساکنان شهر و مراجعان به ساختمان­های معابر سلب و آنرا به نفع خود از بین برده بود.

 در همین موقع اتفاقاً اتومبیلی به مقابل در رسید و معلوم شد مرد نسبتاً جوانی که از آن پیاده شد، سازنده این بناست. بعد از کمی تعریف از نما و معماری داخل بنا، گفتم حیف است کار به این خوبی بخاطر تخلف­هایی که دارید نمی­تواند "پایان کار" بگیرد.

 پرسید چرا؟ تخلف­های اساسی­اش را گوشزد کردم. با لبخندی خاص نگاهی به من کرد و گفت شما احتمالاً در رشت غریب هستید، که چنین حرفی می­زنید، اگر کمی به اطرافتان نگاه کنید متوجه می­شوید که "در رشت هر کاری می­توان کرد".

 با تعجب به اطراف نگاه کردم، معلوم شد که در این خیابان در اغلب ساختمان­های جدید پارکینگ­ها، درهای متعدد دارند (و بعد که در شهر حرکت کردم و معلوم شد که این فقط شامل این معبر نیست و بسیاری از ساختمانهای جدید دیگر نقاط شهر، هم همین­طورند) که عملاً پارکینگ­های کنار معبر را حذف می­کند و در آینده حتی منسوبین و مراجعان به همین ساختمان­ها هم جای پارک نخواهند داشت.

 در ظرف چند دقیقه یادم آمد که چقدر برای تهیه طرحی در خور نام شایسته رشت و ضوابط احداث بنای آن زحمت کشیده شده است، چه جلسات طولانی که کارشناسان عالی و مسئولین شهر و حتی اعضای شورای شهر برای تکامل بندبند آن وقت صرف کرده­اند.

 وقتی بیشتر دگرگون شدم که یاد همکارانم افتادم، که با غرور می­گفتند: "فرهیخته­ ترین بررسی­ کنندگان طرح­ها در ایران" را در این استان دیده ­اند و به خود گفتم اگر "در رشت هر کاری می­شود کرد"، پس چرا کارشناسان و مسئولان فرهیخته شهرسازی، شهرداری، شورای شهر و نظام مهندسی با بهره ­وری از این پتانسیل­ها، رشت را به زیباترین شهر ایران بدل نمی­نمایند.

 بعد دوباره نگاهم به نگاه این سازنده افتاد که به نظر می­آمد، حرفش را تمام نکرده و می­خواست بگوید "در شهر هر کاری می­توان کرد، ولی نه هر کسی"، بلکه تعدادی از سازندگان که فقط سود برایشان اصل است و همدستان آنها که بعلت جایگاه­های خاصی که در آنها قرار دارند (می­توانند این زمینه را برای آن فراهم نمایند)، هر کاری می­ توانند بکنند.

 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی